<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title>Research on Information Science and Public Libraries</title>
<title_fa>تحقیقات اطلاع‌رسانی و كتابخانه‌های عمومی</title_fa>
<short_title>Research on Information Science and Public Libraries</short_title>
<subject>Literature &amp; Humanities</subject>
<web_url>http://oldpublij.iranpl.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>1</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>admin</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn>2645-5730</journal_id_issn>
<journal_id_issn_online>2645-6117</journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi>10.61186/publij</journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1398</year>
	<month>9</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2019</year>
	<month>12</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>25</volume>
<number>3</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>other</language>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<title_fa>سخن سردبیر: گاهی کوزه‌گر از کوزۀ شکسته آب می‎خورد</title_fa>
	<title>Editorial: The Foundation of the Faculty of Information Sciences and Knowledge Studies Which Did Not Last Long</title>
	<subject_fa>مديريت اطلاعات و مديريت دانش</subject_fa>
	<subject>Information Management and Knowledge Management</subject>
	<content_type_fa>كمّي</content_type_fa>
	<content_type>quantitative</content_type>
	<abstract_fa>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimyw;&quot;&gt;&#8204;این اصطلاح معمولاً در جایی به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;کار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رود که عاملی با آنکه دسترسی به منبع دارد اما به دلایلی ترجیح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;دهد از کمترین امکانات استفاده کند. این عمل گاه ممدوح و گاه مذموم است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:14px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:nasimyw;&quot;&gt;حوزۀ اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی اگر اسمش بامسمّا باشد معنایش این است که درست اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی کند و البته خودش قبلاً باید اطلاع داشته باشد؛ زیرا کسی که خبر ندارد یا خبرِ درست ندارد چگونه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;تواند خبررسانی کند. این امر برای کسانی که خود داعیۀ اطلاع&#8204;رسانی دارند و به&#8204;ویژه استاد حوزۀ اطلاع&#8204;رسانی&#8204;اند اهمیتش مضاعف می&amp;shy;شود.&lt;br&gt;
&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم&#8204;ترین درس&amp;shy;های حوزۀ علم اطلاعات و دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شناسی است که در آن تأکید می&amp;shy;&#8204;شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس&#8204;&amp;shy;های رشتۀ آرشیو (یادمانه&#8204;&#8204;ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن&#8204;ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد.&lt;br&gt;
توجه به استناد و مستندسازی یکی از مهم&#8204;ترین درس&#8204;&amp;shy;های حوزۀ علم اطلاعات و دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شناسی است که در آن تأکید می&amp;shy;&#8204;شود، کسی چیزی بدون استناد نگوید. علاوه بر این، تاریخ شفاهی یکی از درس&#8204;&amp;shy;های رشتۀ آرشیو (یادمانه&#8204;&#8204;ها) است و متخصصان این حوزه باید با افرادی که درگیر مسائل بوده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;اند و دارای اطلاعاتی هستند مصاحبه کنند تا آن&#8204;ها نظراتشان را بگویند و چیزی از قلم نیفتد.&lt;br&gt;
در نیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های مهرماه امسال (1398)، رایانامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ای از یکی از فارغ&#8204;التحصیلان دکترای جوان این رشته برایم آمد مبنی&#8204;بر اینکه مقاله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ای در دائرﺓ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارف کتابداری و اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی دربارۀ آموزش این رشته منتشر شده که در آن ضمن نام بردن از بسیاری از افراد، بخشی را هم به تأسیس دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شناسی اختصاص داده است. نام&#8204;برده با تأکید بر بخش اخیر و با توجه به شناختی که از من نسبت به موضوع دارد پیشنهاد کرده بود دربارۀ آن اظهارنظر کنم.&lt;br&gt;
در ابتدا باید از این اقدام ارزشمند جوانان اهل&#8204;ِتحقیق سپاسگزاری کنم که وقتی مطلبی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;خوانند چنانچه مطلب نادرستی یا سوگیری یا نقصی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;بینند از کنار آن سرسری نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;&amp;shy;گذرند و سعی می&amp;shy;&#8204;کنند در اصلاح آن بکوشند، زیرا غفلت از آن موجب تحریف تاریخ یا ایجاد ابهام یا خلأ در تاریخچۀ هر موضوعی خواهد بود.&lt;br&gt;
من نه از آن نظر که بخواهم دربارۀ فعالیت خود بزرگ&#8204;نمایی کنم؛ ولی اگر واقعیت با آنچه نوشته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شود زاویه داشته باشد لازم است حتماً آن را بازگو کرد هر چند برای بعضی&amp;shy;&#8204;ها خوشایند نباشد. من در دروان زندگی کاری&#8204;ام از سال 1352 به بعد با توجه به انتخاب رشتۀ کتابداری و اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی و نظر به علاقه به این رشته، برای ارتقای آن از هیچ اقدامی فروگذاری نکرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ام، اما دریغ از توجه، یا ابراز علاقه یا انتقاد صحیح و حتی غلطِ دست&#8204;اندرکاران&amp;nbsp; و مدعیان این رشته. در مقابل، آنچه من دیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ام سکوت و از کنار مسائل گذشتن توسط دیگران بوده است. نمونۀ آن، دوران حدود بیست&#8204;ساله مسئولیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;هایم در مدیر کلی آموزش&#8204;وپرورش استان همدان، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، سازمان اسناد ملی، ریاست کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، و دانشکدۀ کتابداری و اطلاع&#8204;رسانی دانشگاه تهران است که طی آن هرگز ندیدم شخصی یا شخصیتی از حوزۀ کتابداری و اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی با من در بارۀ ارتقای حوزه تماس بگیرد و مطلبی را بیان کند؛ هرچند در این دوران سعی کرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ام خود با استنباط شخصی هرچه در توان داشته&#8204;ام انجام دهم. اثرگذارترین کارهایی که انجام شده است ایجاد پژوهشکدۀ اسناد در سازمان اسناد ملی ایران، تصویب قانون کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، تصویب قانون کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس و ایجاد دانشکدۀ کتابداری و اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی (دانشکده علوم اطلاعات و دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شناسی) است. به&#8204;علاوه، باآنکه در اغلب مجالس یا سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های مهم این حوزه به&#8204;ویژه پس از انقلاب شرکت داشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ام، اما دریغ از تهیۀ تاریخ شفاهی ازطرفِ سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های مسئول در این باره.&lt;br&gt;
مطلب زیر بخشی از آن چیزی است که توسط آقای دکتر حیاتی در بخش آموزش کتابداری و اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی در دائرﺓ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارف کتابداری و اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی تهیه شده است:&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;br&gt;
تأسیس دانشکده. در سال 1389 در دانشگاه تهران &amp;laquo;دانشکدۀ علم اطلاعات و دانش&amp;rlm;شناسی&amp;raquo; به ابتکار غلامرضا فدائی، استاد گروه علم اطلاعات و دانش&#8204;&amp;rlm;شناسی و کمیتۀ برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ریزی رشته، با چند عضو هیئت علمی تازه&#8204;کار بدون گروه آموزشی در راهروئی در طبقۀ بالای باشگاه دانشگاه تأسیس شد. او می&#8204;خواست با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران رشته&#8204;&amp;rlm;های جدید شورای &amp;rlm;عالی برنامه&amp;rlm;&#8204;ریزی را راه اندازد. این ایده قبلاً در دوران انقلاب فرهنگی مطرح و به دلائلی که پیش از این گفتیم، منتفی شده بود. او نیز چنان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;که خود به یک منتقد گفته بود خواسته بود از سیاست &amp;quot;راه بنداز جا بنداز&amp;quot; استفاده کند(7). اما کار آن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;چنان که وی فکر می&amp;rlm;کرد پیش نرفت و دانشگاه تهران را راضی نکرد (8). در نتیجه، کوتاه&#8204;زمانی بعد از تأسیس، دانشکده تعطیل و به گروه فروکاسته شد و به دانشکدۀ مدیریت بازگشت.&lt;br&gt;
البته از لحن نوشتار می&#8204;&amp;shy;گذرم که چینش کلمات می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;توانست بار مثبت یا دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;کم بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;طرفی داشته باشد و چنین القا کند که اگر این دانشکده به سرانجام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسید برای این حوزه افتخاری ماندگار بود.&lt;br&gt;
در متن بالا، اشکالاتی چند هست، ازجمله: 1- بند اول این نوشتار موهم این است که این دانشکده به ابتکار من و کمیتۀ برنامه&#8204;ریزی تشکیل شده است درحالی&#8204;که این چنین نیست. من با پیشنهاد دست&#8204;کم سه گروه کار را شروع کرده و بعدها آن را به شورای عالی برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ریزی ارائه کردم و مجوز آن را از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) هم گرفتم؛&amp;nbsp; 2- اینکه کار بدون گروه آموزشی تشکیل شد خلاف است. درست است که نیروهای اصلی و قدیمی گروه هریک به دلیلی بازنشسته شدند و نیروهای جدید هم تازه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;کار و بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;تجربه بودند اما گروه منحل نشده بود؛ 3- من بدواً نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;خواستم با همکاری کتابخانۀ ملی این دانشکده را تأسیس کنم. قبل از آن و پس از آنکه بعد از نمایندگی مجلس مدیریت گروه به عهدۀ من گذاشته شد وقتی به خدمت هریک از رؤسای دانشگاه تهران می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسیدم به آنها متذکر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شدم که گروه ما استعداد دانشکده شدن را دارد وآنها هم ضمن تأیید اظهار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;داشتند که فعلاً بودجه نداریم والّا با ایجاد دانشکده مخالفتی نداشتند؛ 4- لزوم همکاری با کتابخانۀ ملی هم از این نظر بود که من اعتقاد داشتم که اگر همکاری دانشگاه و صنعت امری پذیرفتنی است &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; که هست &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; صنعت رشتۀ ما هم متشکل از مؤسساتی همچون کتابخانۀ ملی، کتابخانه مجلس، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، نهاد کتابخانه های عمومی و در بخش خصوصی کتابخانۀ آستان قدس رضوی و کتابخانۀ آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&#8204;&lt;/span&gt;الله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&#8204;&lt;/span&gt;العظمی مرعشی است که البته مهم&#8204;ترینشان سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی است؛ 5- آوردن عبارت &amp;laquo;راه بنداز جا بنداز&amp;raquo; در یک متن علمی آن&#8204;هم از قول یک منتقد هرچند ویراستار دائرﺓ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارف باشد حجت نیست. تازه زمانی قول منتقد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;آید که دعوی مؤسس هم در کنار آن باشد؛ 6- تعطیلی دانشکده با تغییر رئیس دانشگاه تهران هم&#8204;زمان شد. مدیریت قبلی اگرچه درآغاز حمایت خوبی به عمل آورد ولی درآخر با اقدامات خلاف عرف و حتی غیرقانونی آن را تضعیف کرد ولی باز هم بنای تعطیلی آن را نداشت؛ 7- در مدیریت بعدی اگرچه دانشکده را تعطیل کردند ولی ظاهراً قول احیای دوبارۀ آن&#8204; را داده بودند؛ 8- و سرانجام اینکه نباید نوشت که به دانشکدۀ مدیریت بازگشت، زیرا قبلاً گروه در آنجا نبود و در دانشکدۀ علوم تربیتی بود. بازگشتن به این معنا است که قبلاً هم آنجا بوده است.&lt;br&gt;
البته، اینکه جوانان به تهیۀ مقالات دائرﺓ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارف اقدام &amp;shy;کنند جای تقدیر دارد اما آن&#8204;ها ممکن است به هر دلیلی محذوریت داشته باشند و نتوانند با دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;اندرکاران بعضی فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ها تماس بگیرند. بااین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&#8204;&lt;/span&gt;حال، از جناب دکتر حیاتی که پیر این حوزه است بعید بود که بدون تماس با فردی که به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;طور مستقیم درگیر این قضیه بوده است رویدادی را قلمی کند.&lt;br&gt;
مهم&#8204;تر آنکه این اظهارات برای یک مقاله نیست که ممکن است گفته شود نظرات شخصی نویسنده بوده و همه ممکن است آن را نخوانند. این یک مقاله دائر&#8204;ﺓ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارف است و معمولاً مقالات دائرﺓالمعارفی از واقعیات برگرفته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شود؛ یعنی باید قطعیت داشته باشد و بر ظن و گمان استوار نباشد.&lt;br&gt;
من متن اصلی مقاله را هم خواندم که خوب در بسیاری از موارد آن باید دوستان درگیر کار، اگر در قید حیات هستند، اظهارنظر کنند و غلط&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;هایی در آن مشاهده کردم که لازم است اصلاح شود، مانند &lt;u&gt;حمیت به جای همت&lt;/u&gt; و &lt;u&gt;علی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;u&gt;رقم به جای علی&lt;/u&gt;&lt;u&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;&lt;/u&gt;&lt;u&gt;رغم&lt;/u&gt; که در نگارش دائره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارفی پذیرفتنی نیست.&lt;br&gt;
همچنین، یادم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;آید که در مرکز خدمات کتابداری (تبراک) که بودم در حدود سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های 53-54 امتحانی دادیم که می&#8204;&amp;shy;گفتند برای ایجاد دورۀ دکترای کتابداری ازطرفِ دانشگاه ایلی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;نویز بود، ولی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;دانم چرا به هم خورد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
حق بود جناب حیاتی دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;کم با بنده تماس می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;گرفتند و پس از شنیدن سخنانم، رقیمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شان را منتشر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;کردند. من یاد زمانی افتادم که کتابخانۀ ملی ویرایش اول مستند نویسندگان را تهیه کرده بود. بعضی گفتند چرا نام تو در آن نیست. وقتی پیگیری کردم گفتند فراموش شده است!&lt;br&gt;
اینکه من به جناب دکتر افشار که دانشنامه زیرنظر ایشان است چنین حرفی را گفته باشم یادم نیست ولی سؤال این است که آیا همۀ مطالب متن اصلی با این نوع نقل&#8204;قول&amp;shy;&#8204;ها تهیه شده است؟ و آیا مطالب صرفاً باید از دیدگاه منتقد تهیه شود؟ البته دکتر افشار آدم شوخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;طبعی است و من هم خیلی با ایشان حشرونشر نداشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ام و چه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;بسا با شوخی چنین حرفی را گفته باشند. آیا درست است که در یک متن دائرﺓ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارفی که صاحب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;نظر کار هنوز زنده است چنین مطلبی درج شود؟&lt;br&gt;
من نیت &amp;laquo;جا بنداز راه بنداز&amp;raquo; را هرچند در کشور معمول است در باره این دانشکده به&#8204;جد&amp;nbsp;تکذیب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;کنم، زیرا هرگز در خاطر من چنین چیزی خطور نکرده بود. من در طرح تصویب قانون کتابخانه&#8204;های ملی و مجلس که با توفیق همراه بود فکر می&#8204;&amp;shy;کردم که در اینجا هم موفق می&amp;shy;&#8204;شوم. پیشنهاد ارتقای سطح کتابخانۀ ملی از مجلس شروع و کمیسیون خاص برای آن ترتیب داده شد و خوشبختانه پس از بحث&amp;shy;&#8204;های جدی فراوان به تصویب رسید. آن موقع هم بحث بر سر این بود که کتابخانۀ ملی با کتابخانه مجلس ادغام شده و مانند کتابخانۀ کنگره امریکا شود یا اینکه کتابخانۀ ملی از وزرات فرهنگ و آموزش عالی آن روز جدا و زیرنظر ریاست جمهوری باشد که دومی رأی آورد. همچنین من وقتی کتابخانۀ مجلس را تحویل گرفتم، کارکنان آن 16 نفر و نیمی از آن&#8204;ها زیردیپلم بودند اما پس از اندک زمانی به یکی از بالنده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ترین کتابخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های کشور تبدیل شد. این کتابخانه قانونی نداشت و با یک نظام&#8204;نامۀ قدیمی که برای مجموعه&#8204;ای با حدود 2500 جلد کتاب نوشته شده بود، اداره می&#8204;شد. پس از 70 سال، من قانونی مترقی در حد کتابخانۀ ملی برای آن به تصویب رساندم. نویسندۀ مدخل کتابخانۀ مجلس در همین دائرﺓ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;المعارف با عباراتی گذرا فقط اشاره می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;کند که در سال 1374 در کتابخانۀ مجلس تحولی مهم رخ داد اما بیان نمی&amp;shy;&#8204;کند چرا و چگونه رخ داد، و علی&#8204;رغم مخالفت&amp;shy;&#8204;های شدید درون مجلس و داخل کتابخانه و عدم همکاری بیرونی، چگونه این قانون با تلاش یک فرد به تصویب رسید و موجب تحولاتی شگرف شد.&lt;br&gt;
من از سال 1373 که مدیر گروه کتابداری در دانشکدۀ علوم تربیتی شدم فکر ایجاد دانشکده را داشتم و آن را مکتوب کردم و اعتقادم بر این بود و هست که این رشته به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&#8204;&lt;/span&gt;طور بالقوه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;تواند به دانشکده تبدیل شود، به&#8204;شرطی که تخصص به&#8204;نحو مطلوبی در این حوزه مطرح باشد، و من این مطلب را بارها در نوشته&amp;shy;های خود و نیز در کمیتۀ برنامه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ریزی در وزارت عتف بیان کرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ام. من طرح تأسیس دانشکده را در کتاب مقدمه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ای بر اسناد آرشیوی که در سال 1377 منتشر شده است&amp;nbsp;ذکر کرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ام.&lt;br&gt;
داستان ایجاد دانشکدۀ کتابداری و اطلاع&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رسانی از اینجا شروع شد که رئیس کتابخانۀ ملی وقت در اواخر دورۀ اول ریاستش درخواست همکاری با گروه را پیشنهاد کرد. من هم در اولین جلسۀ مشترک در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران پیشنهاد کردم که اگر کمک کنید تا دانشکده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ای که از مدت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ها قبل آرزوی من بوده است تأسیس شود کار بسیار بجایی است. رئیس کتابخانه ملی با حسن&#8204;نیت پس از شنیدن استدلال من سریعاً این پیشنهاد را پذیرفت، و فردای آن روز در جلسه&#8204;ای در شیراز در حضور رئیس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;جمهور وقت اعلام رسمی کرد و رسانه&#8204;ای شد. قول کمک مالی هم در حدود دوونیم میلیارد تومان ازطریق اعتبارات ریاست جمهوری داده شد ولی با به هم خوردن روابط کتابخانۀ ملی و ریاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;جمهوریِ وقت به وعده وفا نشد. من هم هرچه پیگیری کردم موفق نشدم و البته به&#8204;احتمال قوی رئیس کتابخانۀ ملی هم تلاش کرده بود اما موفق نشد.&lt;br&gt;
وقتی نتیجۀ این جلسه به دانشگاه تهران منعکس شد کاملاً مورد استقبال واقع شد. دانشگاه تهران تقریباً سنگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;تمام گذاشت و همۀ اقدامات لازمی که می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;توانست دانشکده را پایدار کند انجام داد امّا همچنان&amp;nbsp; مترصد کمک اعلام&#8204;شده از جانب کتابخانه ملّی بود. دانشکده هم با نیروهایی مصاحبه کرد و این مسئله تا حد گزینش دانشگاه پیش رفته بود که اگر با کارشکنی سرپرست جدید دانشکده مواجه نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;شد همانند بعضی دانشکده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;هایی که در حال حاضر دانشکده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;اند و هم&#8204;زمان با دانشکده ما تأسیس شده بودند در حال حاضر دانشکده سرپا بود. وقتی رئیس دانشگاه عوض شد و سرپرستی برای آن گمارده شد تلاش کردند آن را زیرنظر کتابخانۀ مرکزی، مرکز اسناد و تأمین منابع علمی دانشگاه ببرند که من مخالفت کردم و استدلالم این بود که واحد آموزشی نباید زیرمجموعۀ یک واحد اداری باشد. به آن&#8204;ها گفتم من با الحاق دانشکده به کتابخانۀ ملی هم که در بدو مذاکرات، آن&#8204;ها علاقه&#8204;مند به آن بودند موافق نیستم و اگر بحث الحاق بود الحاق به کتابخانۀ ملی نسبت به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران رجحان داشت. حتی تا قبل از انتصاب رئیس دانشکدۀ مدیریت به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;عنوان سرپرست، ازطرفِ دفتر رئیس جدید دانشگاه، علی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;رغم امتناع من از پذیرش دوباره مسئولیت، به من یکی دو بار پیشنهاد و توصیه شد که مجدداً ریاست دانشکده را بپذیرم و در آخرین تماس اظهار داشتند عدم پذیرش ممکن است منجر به انحلال دانشکده شود و من تقریباً قبول کردم ولی ناگهان دیدم ورق برگشت. در هر حال، با کمال تأسف به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;خاطر کم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;تجربگی، غرور بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;جا، خودخواهی و مسائلی شبیه به آن و عدم همکاری سرپرست وقت دانشکده، در زمانی که من در مسافرت خارج از کشور بودم دانشکده را به زمین زدند. البته، نهادهای بیرونی کتابداری مانند انجمن هم همکاری نکردند.&lt;br&gt;
به&#8204;هر حال، ایشان با این عبارت از من موجودی متوهم را به تصویر کشیده است که بدون دلیل دست به اقدامی زده است در حالی&#8204;که در همان زمان هم تعدادی از مسئولان رشته از این اقدام استقبال کردند و آن را به فال نیک گرفتند و دانشگاه تهران هم آن را جزء اقدامات مثبت خود تلقی کرد.&lt;br&gt;
وجود و ایجاد دانشکده فرصتی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;نظیر برای این رشته بود و کارهای زیادی برای تأسیس آن انجام شد ولی قدر آن دانسته نشد و به نظر نمی&#8204;&amp;shy;رسد تا سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ها چنین تجربه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;ای تکرار شود، گرچه در تاریخ این رشته باید نام و فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های آن به&#8204;دقت بماند و جوانان عزیز از فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های انجام&#8204;شده باخبر باشند.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</abstract_fa>
	<abstract>In 2010, the Faculty of Information Sciences and Knowledge Studies founded in the University of Tehran but unfortunately it was closed down after 5 years. This faculty was established as a result of an agreement between the National Library and Archives of Iran and University of Tehran. This catastrophe, i.e. the dissolution of the faculty, was due to several changes, including: the change of the director of the faculty, the change of the dean of the University of Tehran, and the change of the manager of the National library. Of course, the main problem relates to the faculty members who were rather inexperienced. Therefore, when the National Library did not fulfill its duty and did not support monetarily the University of Tehran, the latter could not afford the expenses for maintenance of the faculty. Ultimately, the faculty returned to its origin, that is, it became a group again, but this time it was put under the authority of the Faculty of Management, while it was previously affiliated with the Faculty of Psychology and Educational Sciences (also called the Faculty of Psychology and Education).</abstract>
	<keyword_fa>اصطلاح کوزه‌گر,‌اطلاع‌رسانی, مستندسازی,</keyword_fa>
	<keyword>Faculty of Information Sciences, Knowledge Studies,  University of Tehran</keyword>
	<start_page>367</start_page>
	<end_page>374</end_page>
	<web_url>http://oldpublij.iranpl.ir/browse.php?a_code=A-10-869-15&amp;slc_lang=other&amp;sid=1</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name>gholamreza</first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name>fadaee</last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa>غلامرضا</first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فدایی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>100319475328460012797</code>
	<orcid>100319475328460012797</orcid>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>دانشگاه تهران</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>
